« مدرسه رفتن با عبا و قباچی شد شیعه شدم »

از اعتکاف تا طلبگی

نوشته شده توسطعین. کاف 24ام فروردین, 1396

استان کرمانشاه، کرند غرب

ترم آخر کارشناسی بودم که برای اعتکاف رفته بودم مسجد شهرستان مون. جمعیت کم بود ولی طلبه ها زیاد بودن و با همکاری هم کار های اعتکاف رو انجام می دادن. خیلی تعجب کردم که چطوری اونا این طوری کار می کنن در ثواب از هم سبقت می گرفتن. من تا حالا این طوری نظمو تو مکان های عمومی ندیده بودم؛ حتی کلاس های درسشونو تو مسجد برگزار می کردن. خانم شاطری که استاد تجوید و سرپرست خابگاه بود منو به طلبگی تشویق کرد. واقعاً یک طلبه واقعی بود. من وقتی استاد و طلبه هارو دیدم خیلی دوست داشتم که طلبه شم. بعد از اعتکاف با پدر و مادرم در مورد طلبه شدنم صحبت کردم؛ اوناهم مشوق من در طلبگی بودن. انشاالله که در این راه ثابت قدم باشم و باعث خشنودی آقا امام زمان (عج) باشم.


 
ساخت وبلاگ در کوثربلاگ